عبدالله ابن لطف الله ( حافظ ابرو )

900

زبدة التواريخ ( فارسى )

در حركت آمد عساكر منصوره را ترتيب داده با لشكرى بيكران و كثرت و ازدحام « [ 1 ] » بىپايان متوجّه بلاد روم و استيصال اهل آنجا روان شد [ 206 - ب ] بيت نگر تا چه كارى همان بدروى * سخن هرچه گويى همان بشنوى چرا كشت بايد درختى به دست * كه بارش بود زهر و برگش كبست « [ 2 ] » چون افتتاح سال سنهء ثلاث و ثمانمايه روى نمود حضرت صاحب قرانى با لشكرهاى فراوان متوجّه آن ديار گشت . چون به حدود سيواس رسيد صحرا و بيابان از خيمه و خرگاه مالامال شد و لشكرها ميلاميل كوه و دشت را فرو گرفتند « [ 3 ] » و در اين وقت « [ 4 ] » امير طهرتن با لشكر خود به معسكر همايون پيوست و به بساط بوس مشرّف گشته « [ 5 ] » به عواطف و مراحم « [ 6 ] » بىدريغ مخصوص شد . چون رايات نصرت شعار به شهر سيواس كه سرحدّ روم است رسيد و مانند حوادث روزگار به‌جوانب « [ 7 ] » و اطراف آن محيط گشتند « [ 8 ] » و حقيقت « فَإِذا نَزَلَ بِساحَتِهِمْ فَساءَ صَباحُ الْمُنْذَرِينَ « [ * ] » » « 1 » ظاهر و باهر « [ 9 ] » شد و شهر سيواس ديوارى بغايت بلند و استوار داشت عمارت آن علاء الدّين كيقباد سلجوقى كرده بود ديوار آن در ده گز پهنا به سنگهاى عظيم چنانچه سنگهاى تراشيده هر سنگى دو گز و سه گز در طول و در عمق يك گز و كمتر و بيشتر ، مقدار « [ 10 ] » بيست گز ارتفاع و سر ديوار شش گز عرض داشت و از اندرون در هر صد گز و دويست گز راهى ساخته و مقاتلها نيز از سنگ نهاده و در جانب شرقى و شمالى و قبلى « [ 11 ] » كه در آن مواضع جانب جنوب است خندقى عظيم و زمينى زه كش و آب بسيار چنان كه امكان نقب‌زدن نبود چه آب از تك زمين بيرون مىآمد . امّا طرف غربى قابل نقب بود و حضرت صاحب قرانى بر آن جانب نزول فرمود و ايلدرم بايزيد اميرى « [ 12 ] » مصطفى نام با چهارهزار سوار در آن شهر گذاشته بود . چون شهر را محاصره كردند اسباب جنگ از طرفين ساز كردند و به مقاومت و ممانعت مشغول

--> ( [ 1 ] ) - ت : « و ازدحام » ندارد . ( [ 2 ] ) - ل : كشت . ( [ 3 ] ) - ت : گرفت . ( [ 4 ] ) - ت : آن حدود . ( [ 5 ] ) - ت : گشت . ( [ 6 ] ) - ت : مرحمت . ( [ 7 ] ) - ت : جانب . ( [ 8 ] ) - ت : گشت . ( [ 9 ] ) - ت : « و باهر » ندارد . ( [ 10 ] ) - ت : مقدارى . ( [ 11 ] ) - ت : قبل . ( [ 12 ] ) - ت : امير . ( [ * ] ) آيه 177 ، سوره 37 . ( 1 ) چون عذاب به ساحتشان فراز آيد ، اين بيم‌داده‌شدگان چه بامداد بدى خواهند داشت .